گزارش خطا در معنی کلمه 'seam'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: بخیه‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: درز گرفتن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: درز

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: خط‌ اتصال‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: شكاف‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: درز لباس‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: see BURST AT THE SEAMS; COME APART AT THE SEAMS.

American Heritage Idioms

2 general:: noun crease: The seam in his pants had ripped.

Simple Definitions

3 general::   noun in fabric VERB + SEAM sew, stitch, tack She sewed the seam with small neat stitches. | unpick It took hours to unpick the seams. | iron, press PHRASES be bursting at the seams (often figurative) The film is bursting at the seams with good performances. | come/fall apart at the seams (often figurative) Their marriage was coming apart at the seams. of coal, etc. ADJ. coal | rich They're still mining a rich seam of high-grade coal. VERB + SEAM mine

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :