گزارش خطا در معنی کلمه 'seating'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: جا

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: محل‌ استقرار

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: نشیمن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تهیه‌ جا

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. comfortable The auditorium has comfortable seating and modern acoustics. SEATING + NOUN area | arrangements, plan We need to work out the seating plan for the wedding. PREP. ~ for There is seating for 250 people.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :