گزارش خطا در معنی کلمه 'seclusion'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: انزوا

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: جدایی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: گوشه‌ نشینی‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. complete, total, utter | relative For holidays, I prefer the relative seclusion of the countryside. PREP. in (the ~ of) I live very much in seclusion these days. She liked to sunbathe in the seclusion of her own garden.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :