گزارش خطا در معنی کلمه 'second sight'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

english

1 general:: Clairvoyance, as in Jane must have second sight; she knew exactly where Dad had mislaid his keys. This expression, alluding to the supposed power of someone to perceive an event in the future or distance as though actually present, dates from the early 1600s.

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :