گزارش خطا در معنی کلمه 'secondary'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: ثانیوی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: فرعی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: ثانوی‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: كمكی‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: حاكی‌ از زمان‌ گذشته‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: ثانویه

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: adj. minor: It was of secondary importance. adj. not primary: The secondary thing was to make money.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :