گزارش خطا در معنی کلمه 'secrecy'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: محرمانه‌ بودن‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: راز پوشی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: رازداری‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: سری‌ بودن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: پوشیدگی‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: اختفا

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. absolute, total | great, strict | excessive, unnecessary | commercial, official VERB + SECRECY maintain | be shrouded in | swear sb to All the researchers on the project are sworn to secrecy. SECRECY + VERB surround sth PREP. in ~ The drugs squad operates in the greatest secrecy. | ~ about The organization has managed to maintain secrecy about its activities. PHRASES a blanket/cloak/veil of secrecy A blanket of secrecy surrounded the tribunals.

Oxford Collocations Dictionary

2 general:: noun hidden, concealed: The entire process was done in secrecy.

Simple Definitions

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :