گزارش خطا در معنی کلمه 'seethe'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: جوش‌ وخروش‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: جوشاندن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: جوشیدن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: غلیان‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: تلاط‌م‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: verb to be in a state of turmoil of ferment: The nation seethed with revolutionary activity.

Simple Definitions

2 general::   verb ADV. inwardly, privately Inwardly she was seething, and vowed to get her own back. | quietly, silently PREP. at She was seething at the insult. | with He clenched his fists, seething with anger.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :