گزارش خطا در معنی کلمه 'sell off'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: فروش‌ یكجا وارزان‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: ارزان‌ فروختن‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: یكجا فروختن‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Get rid of by selling, often at reduced prices. For example, The jeweler was eager to sell off the last of the diamond rings. [c. 1700] Also see SELL OUT, def. 1.

American Heritage Idioms

2 general:: Phrase(s): sell something off to sell all of something. • We ended up with a large stock of out-of-style coats and we had to sell them all off at a loss. • We sold off all the excess stock.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :