گزارش خطا در معنی کلمه 'shelve'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: منتفی شدن (طرح

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: پروژه

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: در قفسه‌ گذاردن‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: قفسه‌ دار كردن‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: تاقچه‌ دار كردن‌

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: )

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   verb put sth to one side and leave it for a while ADV. quietly Plans to expand the company have had to be quietly shelved. VERB + SHELVE be forced to, have to slope ADV. gently, steeply The ground shelves quite steeply here. | down The beach shelves gently down to the sea. PREP. to, towards

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :