گزارش خطا در معنی کلمه 'silly'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: نادان‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: کودن

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: سبك‌ مغز

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: ابله‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: احمق

شبکه مترجمین ایران

6 عمومی:: احمقانه‌

شبکه مترجمین ایران

7 عمومی:: چرند

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: adj. foolish: She was a silly young girl. adj. absurd: That is a silly argument.

Simple Definitions

2 general::   adj. VERBS be, feel, look, seem, sound | become, get Stop it now, you two?this is getting silly! ADV. bloody (taboo), damn/damned, downright, extremely, incredibly, really, remarkably, very a really silly question | a bit, a little, pretty, quite, rather

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :