گزارش خطا در معنی کلمه 'social security'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: تامین‌ اجتماعی‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بیمه‌ وبازنشستگی‌ همگانی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: تامین اجتماعی

واژگان شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun VERB + SOCIAL SECURITY be entitled to, claim, receive If you are unemployed you can claim social security. SOCIAL SECURITY + NOUN provision, system plans to improve social security provision for single parents | benefits, payments | contributions All people in work pay social security contributions. | department, minister, office | budget, funds, spending PREP. on ~ He's out of work and on social security.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :