گزارش خطا در معنی کلمه 'socialist'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: سوسیالیستی

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: ط‌رفدار توزیع‌ وتعدیل‌ ثروت‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: سوسیالیست‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: جامعه‌ گرای‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun favors socialism: He was an avowed socialist.

Simple Definitions

2 general::   noun ADJ. dedicated, staunch, strong | radical, revolutionary | liberal | moderate | democratic SOCIALIST + VERB come to power The socialists came to power in 1981.

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :