گزارش خطا در معنی کلمه 'solvent'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 شیمی:: حلال

واژگان شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: حلال

واژگان شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: مایع‌ محلل‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: قادر به‌ پرداخت‌ قروض‌

شبکه مترجمین ایران

5 عمومی:: حلال‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general::   noun ADJ. volatile | chlorinated | chemical, organic | cleaning, industrial VERB + SOLVENT abuse, sniff SOLVENT + VERB evaporate SOLVENT + NOUN abuse, sniffing

Oxford Collocations Dictionary

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :