گزارش خطا در معنی کلمه 'Sort of'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: بمقدار متوسط‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: بمیزان‌ متوسط‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: نسبتا

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: تقریبا

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: Phrase(s): sort of something [and] kind of something almost something; somewhat; somehow. • Isn’t it sort of cold out? • That was kind of a stupid thing to do, wasn’t it?

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

2 general:: Phrase(s): Sort of. [and] Kind of. Yes, but only to a small degree. • Bob: Do you like what you’re doing in school? Alice: Kind of. • Henry: What do you think about all these new laws? Do they worry you? John: Sort of.

McGrawhill's American Idioms And Phrasal Verbs

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :