گزارش خطا در معنی کلمه 'south'

برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت 'معانی جدید' معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه 'ارسال' کلیک کنید .

فارسی

1 عمومی:: بسوی‌ جنوب‌

شبکه مترجمین ایران

2 عمومی:: جنوبی‌

شبکه مترجمین ایران

3 عمومی:: جنوب‌

شبکه مترجمین ایران

4 عمومی:: نیم‌ روز

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun southern part: He lived in the South for three years. adj. from 180 degrees: It was a dry south wind. adj. to 180 degrees: We live on the south side of town.

Simple Definitions

2 general:: see GO SOUTH.

American Heritage Idioms

معانی جدید
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
کد امنیتی بالا را وارد کنید :