گزارش خطا در معنی کلمه 'submerge'
برای اصلاح خطاهایی که در معانی است، کافی است بر روی آیکن
کلیک کنید. برای وارد کردن معانی جدید در انتها صفحه در قسمت
'معانی جدید'
معانی خود را وارد کرده و بر روی دکمه
'ارسال'
کلیک کنید
.
فارسی
شبکه مترجمین ایران
شبکه مترجمین ایران
3
عمومی::
(submers) دراب فرو بردن
شبکه مترجمین ایران
english
1
general::
verb immersed: She submerged it in the water.
Simple Definitions
2
general::
submerge yourself in sth to put all your effort into doing a particular activity • She is an actress who always tries to submerge herself completely in a role.
Cambridge-Phrasal Verbs