داستان آبیدیک

فاسد

fâ-sed


english

1 general:: corrupt, rotten, corrupted, decayed, contaminated

transnet.ir

2 Law:: corrupt; depraved; vicious; decayed; rotten

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه

3 Law:: (of a contract, agreement, transaction) void; irregular and hence invalid ■ n a corrupt person : a morally corrupt person

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه


معنی کلمه فاسد ، معنی اصطلاح فاسد ، به فاسد چی می گن؟ ، فاسد چی می شه؟، واژه فاسد ، معادل فاسد ، فاسد synonym , فاسد definition , فاسد meaning

معنی‌های پیشنهادی کاربران

 
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
Captcha Code
زمان تصویر سازی: 0 میلی ثانیه , زمان پردازش: 423 میلی ثانیه.