دیکشنری
silvery rays
sɪlvəɹi ɹe͡iz
فارسی
1
عمومی
::
پرتو سیمین، اشعهنقرهای
لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
SILVER STANDARD
SILVER SULFADIAZINE
SILVER TONGUED
SILVER VESSELS
SILVER WEDDING
SILVER NITRATE SOLUTION
SILVERBEET
SILVERER
SILVERFISH
SILVERINESS
SILVERING
SILVERN
SILVERSMITH
SILVERWARE
SILVERY
SILVERY RAYS
SILVICAL
SILVICOLOUS
SILVICS
SILVICULTURAL
SILVICULTURE
SILVICULTURIST
SIMAR
SIMAROUBACEAE
SIMCO LONGHORN
SIMIAN
SIMILAR
SIMILAR ASSETS
SIMILAR FIGURES
SIMILAR TO THAT
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید