to come a mucker

to kʌm ʌ mʌkəɹ


فارسی

1 عمومی:: هیچ‌ شدن‌، افتادن‌، پرت‌ شدن‌، به‌نتیجه‌نرسیدن‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی


معنی‌های پیشنهادی کاربران

نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
Captcha Code