to fix up

to fɪks ʌp


فارسی

1 عمومی:: مرتب‌ كردن‌، منزل‌ دادن‌، جادادن‌، درست‌ كردن‌، پوشا

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی


معنی‌های پیشنهادی کاربران

نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
Captcha Code