داستان آبیدیک

فاحشه

fâ-he-še


english

1 general:: prostitute

transnet.ir

2 Law:: (pl: فواحش) /روسپي، زنِ خياباني، جنده/ - obscene and highly offensive – prostitute; whore; harlot; baud; strumpet; streetwalker; call girl; B-girl : a woman who entertains bar patrons and encourages them to spend freely; courtesan : a prostitute with a courtly, wealthy, or upper-class clientele; hooker

فرهنگ تشریحی - کاربردی حقوق تالیف هرمز رشدیه


معنی کلمه فاحشه ، معنی اصطلاح فاحشه ، به فاحشه چی می گن؟ ، فاحشه چی می شه؟، واژه فاحشه ، معادل فاحشه ، فاحشه synonym , فاحشه definition , فاحشه meaning

معنی‌های پیشنهادی کاربران

 
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
Captcha Code
زمان تصویر سازی: 0 میلی ثانیه , زمان پردازش: 273 میلی ثانیه.