دیکشنری
داستان آبیدیک
accursedness
ækɜɹzdnəs
فارسی
1
عمومی
::
مردودیت، ملعونبودن
لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
ACCUMULATED DEPRECIATION
ACCUMULATED ERROR
ACCUMULATED IMPAIRMENT
ACCUMULATED INCOME OR LOSS
ACCUMULATED LOSSES
ACCUMULATION
ACCUMULATIVE
ACCUMULATIVELY
ACCUMULATOR
ACCURACY
ACCURACY CONTROL
ACCURATE
ACCURATELY
ACCURSED
ACCURSEDLY
ACCURSEDNESS
ACCUSABLE
ACCUSAL
ACCUSATION
ACCUSATIVE
ACCUSATORY
ACCUSE
ACCUSE OF
ACCUSED
ACCUSER
ACCUSINGLY
ACCUSTOM
ACCUSTOM TO
ACCUSTOMED
ACCUSTOMED TO
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید