دیکشنری
component cooperation
فارسی
1
کامپیوتر و شبکه
::
همکاری مولفه ها
واژگان شبکه مترجمین ایران
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
COMPLICATION RESOLUTION STRUCTURE
COMPLICE
COMPLICITY
COMPLIER
COMPLIMENT
COMPLIMENT ON
COMPLIMENTARY
COMPLIMENTARY MOURNI
COMPLIN
COMPLINE
COMPLOT
COMPLY
COMPLY WITH
COMPONENT
COMPONENT AUDITOR
COMPONENT COOPERATION
COMPONENT ECOSYSTEM SERVICE MODELS
COMPONENT PARTS
COMPONENT PROTOTYPE
COMPONENT RESTORATION
COMPONENTIZE
COMPONENTS
COMPORT
COMPORT WITH
COMPORTMENT
COMPOS MENTIS
COMPOSANT SPATIAL OPTIQUE
COMPOSE
COMPOSED
COMPOSED OF
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید