دیکشنری
داستان آبیدیک
contaminative
kəntæmənətɪv
فارسی
1
عمومی
::
لاینده، ملوث كننده
لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
CONTAINER CONTAINED
CONTAINER DWELL TIMES
CONTAINER ORIENTATION
CONTAINER PROCESS
CONTAINER TERMINAL
CONTAINERIZED
CONTAINMENT
CONTAINMENT BUND
CONTAINMENT POLICY
CONTAMINANT
CONTAMINANTS
CONTAMINATE
CONTAMINATE WITH
CONTAMINATED
CONTAMINATION
CONTAMINATIVE
CONTANGO
CONTE
CONTEMN
CONTEMNER
CONTEMPLATE
CONTEMPLATION
CONTEMPLATIVE
CONTEMPLATOR
CONTEMPORANEITY
CONTEMPORANEOUS
CONTEMPORANEOUS CIRCUMSTANCES
CONTEMPORANEOUS MANIFOLD
CONTEMPORANEOUSLY
CONTEMPORANEOUSNESS
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید