دیکشنری
داستان آبیدیک
continually
kəntɪnjuəli
فارسی
1
عمومی
::
پیوسته، مدام، دائما، همیشه
لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
CONTINGENT FINANCIAL CONTRACT
CONTINGENT IMMUNIZATION
CONTINGENT LIABILITIES
CONTINGENT LIABILITY
CONTINGENT LOSS
CONTINGENT PAY
CONTINGENT PROPOSITION
CONTINGENT VALUATION
CONTINGENT WORLD
CONTINGENTLY ISSUABLE COMMON SHARES
CONTINGENTLY ISSUABLE SHARES
CONTINOUS DOWNVALLEY FLOW
CONTINUABLE
CONTINUAL
CONTINUAL IMPROVEMENT
CONTINUALLY
CONTINUANCE
CONTINUANT
CONTINUATE
CONTINUATION
CONTINUATION VALUE
CONTINUATIVE
CONTINUATOR
CONTINUE
CONTINUE BY
CONTINUE LOSING STREAK
CONTINUE STATEMENT
CONTINUE TASK
CONTINUE WITH
CONTINUE YOUR STUDIE
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید