دیکشنری
داستان آبیدیک
contortionist
kəntɔɹʃənɪst
فارسی
1
عمومی
::
بندباز، كسی كه بدنش را كج ومعوج میكند
شبکه مترجمین ایران
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
CONTINUOUS THERMAL CURRENT RATING FACTOR
CONTINUOUS TIME
CONTINUOUS VARIABLE
CONTINUOUS WAVE
CONTINUOUS WAVELET TRANSFORM
CONTINUOUS YOU
CONTINUOUSLY
CONTINUOUSLY DIFERENTIABLE
CONTINUOUS‐TIME AUTOREGRESSIVE MOVING AVERAGE PROCESSES
CONTINUUM
CONTINUUM DROPLET MODEL
CONTINUUM HYPOTHESIS
CONTINUUM MECHANICS
CONTORT
CONTORTION
CONTORTIONIST
CONTORTIVE
CONTOUR
CONTOUR LINE
CONTOUR MAP
CONTOUR OF CONSTENT DENSITY
CONTOURLET TRANSFORM
CONTOURLINE
CONTOURS
CONTRA ACCOUNTS
CONTRA ANGLE HANDPIECE
CONTRA CLAIM
CONTRA INDICATE
CONTRA INDICATIONS
CONTRA SHEAR
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید