دیکشنری
داستان آبیدیک
کناره
english
1
general
::
seashore, margin, border, coast, side
transnet.ir
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
کن فیکون کردن
کنار
کنار جاده
کنار دریا
کنار رفتن
کنار رود
کنار زدن
کنار غذا
کنار گذاردن
کنار گذاشتن
کنار کشتی
کنارباند
کنارباند بازمانده
کنارگذاردن ـ کنار گذاشتن
کنارگذر
کناره
کناره ، ساحل
کناره تیز
کناره جو
کناره جوی
کناره رو
کناره گرفتن
کناره گیر
کناره گیری
کناره گیری ـ کناره گیری کردن
کناره گیری کردن
کناره ی بازار
کنارهگیری
کنارهگیری کردن
کناری
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید