دیکشنری
becoming
bəkʌmɪŋ
فارسی
1
عمومی
::
درخور، شدن، مناسب، زیبنده، بالیدن، شایسته
شبکه مترجمین ایران
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
BECAUSE OF
BECCAFICO
BECHANCE
BECHIC
BECK
BECK ANXIETY INVENTORY
BECK DEPRESSION INVENTORY
BECKET
BECKET BEND
BECKON
BECKON TO
BECLOUD
BECOME
BECOME FAMOUS
BECOME OF
BECOMING
BECOMING ON
BED
BED AND BOARD
BED AND BREAKFAST
BED BUG
BED DEPTH
BED DOWN
BED EXPANSION
BED LINEN
BED MOLDING
BED MOULDING
BED OF ROSES
BED RUNNER
BED SIZE
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید