دیکشنری
داستان آبیدیک
contiguous
kəntɪgjuəs
فارسی
1
عمومی
::
همجوار، مربوط بهم، پیوسته، متصل، نزدیك، پیوسته، مجاور
شبکه مترجمین ایران
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
CONTEXTUAL AMBIDEXTERITY
CONTEXTUAL DEFINITION
CONTEXTUAL FILTERING
CONTEXTUAL HUMAN VALUE SYSTEM
CONTEXTUAL INFORMATION
CONTEXTUAL MARKETING
CONTEXTUAL SEARCH
CONTEXTUAL SEARCH CAMPAIGNS
CONTEXTUALISATION
CONTEXTUALISM
CONTEXTUALITY
CONTEXTUALIZATION
CONTEXTUALLY
CONTEXTURE
CONTIGUITY
CONTIGUOUS
CONTIGUOUS PRODUCT
CONTINENCE
CONTINENECE
CONTINENT
CONTINENTAL
CONTINENTAL CRUST
CONTINENTAL SHELF
CONTINENTAL SLOPE
CONTINENTLY
CONTINGENCE
CONTINGENCIES
CONTINGENCY
CONTINGENCY ALLOWANCE
CONTINGENCY FACTORS
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید