داستان آبیدیک

daily

de͡ili


فارسی

1 عمومی:: روزنامه‌ یومیه‌، بط‌ور یومیه‌، روزانه‌، روزبروز

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun newspaper: We read the China Daily. adj. each day: It is a daily occurrence for them. adv. each day: He walks daily to the market.

Simple Definitions


معنی‌های پیشنهادی کاربران

ناشناس 22 تیر 1405
خیلی بد
0    0
« 1 » 
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
Captcha Code