gravel

gɹævəl


فارسی

1 عمومی:: شنی‌، شن‌ دار، شن‌، سنگ‌ مثانه‌، ماسه‌، ریگ‌، سنگریزه‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: noun small stones: Gravel is vital in making concrete.

Simple Definitions


معنی‌های پیشنهادی کاربران

نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
Captcha Code