دیکشنری
داستان آبیدیک
influentially
ɪnfluenʃəli
فارسی
1
عمومی
::
ازروی نفوذ، متنفذانه، با داشتن نفوذ
لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
INFLICTIVE
INFLICTOR
INFLORESCENCE
INFLORESCENT
INFLOW
INFLOW OF CASH
INFLUENCE
INFLUENCE RANGE
INFLUENCE SPREADER DETECTION
INFLUENCER
INFLUENCER MARKETING
INFLUENT
INFLUENT STREAM
INFLUENTIAL
INFLUENTIAL ORGANIZATIONS
INFLUENTIALLY
INFLUENZA
INFLUX
INFOCOMM MEDIA DEVELOPMENT AUTHORITY
INFOGRAPHICS
INFOLD
INFOMANIA
INFOMERCIAL
INFORM
INFORM ABOUT
INFORM OF
INFORM ON
INFORMAL
INFORMAL GROUP
INFORMAL LOGIC
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید