دیکشنری
mithridatism
mɪθɹa͡idətɪzəm
فارسی
1
عمومی
::
مصونیتاز زهر بواسطهخوردنو كمكمافزودنبر مقدارا
لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
MISUSE OF DRUGS ACT
MISUSER
MISVALUE
MISWRITE
MITE
MITER
MITER SETTING
MITERED CORNERS
MITERING
MITHRA
MITHRAISM
MITHRAIST
MITHRIDATE
MITHRIDATES
MITHRIDATIC
MITHRIDATISM
MITHRIDATIZE
MITICIDE
MITIGABLE
MITIGANT
MITIGATE
MITIGATING ACTION
MITIGATING CIRCUMSTANCES
MITIGATION
MITIGATION STRATEGY
MITIGATIVE
MITIGATORY
MITOCHONDRIA
MITOCHONDRIAL
MITOCHONDRIAL EVE
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید