towards

təwɔɹdz


فارسی

1 عمومی:: دررا، نسبت‌ به‌، بسوی‌، درباره‌، سوی‌، نزدیك‌، بط‌رف‌، مقارن‌

لغت نامه استاندارد انگلیسی به فارسی


معنی‌های پیشنهادی کاربران

نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
Captcha Code