دیکشنری
داستان آبیدیک
Prognosticate
pɹɑgnɑstɪke͡it
فارسی
1
عمومی
::
پیش بینی كردن، تشخیص دادن قبلی مرض
شبکه مترجمین ایران
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
PROGENITOR CELL
PROGENITORSHIP
PROGENITRESS
PROGENITURE
PROGENY
PROGESTATIONAL
PROGESTERONE
PROGESTERONE RECEPTOR
PROGESTIN
PROGNATHIC
PROGNATHISM
PROGNATHOUS
PROGNOSES
PROGNOSIS
PROGNOSTIC
PROGNOSTICATE
PROGNOSTICATION
PROGNOSTICATIVE OR T
PROGNOSTICATOR
PROGRAM
PROGRAM ANALYZER
PROGRAM AUDIT
PROGRAM BUDGET
PROGRAM BUDGETING
PROGRAM CARDS
PROGRAM CHECKOUT
PROGRAM COUNTER
PROGRAM DEBUGGING
PROGRAM DOCUMENTATION
PROGRAM EXECUTION
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید