دیکشنری
داستان آبیدیک
displace
dɪsple͡is
فارسی
1
عمومی
::
جای چیزی را عوض كردن، جابجاكردن، جانشین(چیزی)شدن
شبکه مترجمین ایران
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
DISPERSEDLY
DISPERSIBLE
DISPERSION
DISPERSION EQUALIZATION SYSTEM
DISPERSIVE
DISPERSIVE MATERIALS
DISPERSIVE X RAY SPECTROMETRY
DISPERSOID
DISPETAL
DISPIRIT
DISPIRITED
DISPIRITEDLY
DISPIRITEDNESS
DISPIRITMENT
DISPITEOUS
DISPLACE
DISPLACED FRACTURE
DISPLACED PERSON
DISPLACEMENT
DISPLACEMENT EFFICIENCY
DISPLACEMENT MECHANISM
DISPLACIMENT
DISPLANT
DISPLAY
DISPLAY ALLOWANCE
DISPLAY COLORS
DISPLAY CONSOLE
DISPLAY MENU
DISPLAY STOCK
DISPLAY TECHNOLOGY
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید