sedentary

sɛdəntɛɹi


فارسی

1 عمومی:: غیر متحرك‌، مقیم‌ در یك‌ جا، نشسته‌، غیر مهاجر

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: adj. characterized by requiring much sitting: The man had a sedentary job.

Simple Definitions


معنی‌های پیشنهادی کاربران

نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
Captcha Code