دیکشنری
داستان آبیدیک
Prenominate
pɹinɑməne͡it
فارسی
1
عمومی
::
قبلا ذكر كردن، قبلا نامبرده شده، قبلا ذكر شده
شبکه مترجمین ایران
ترجمه مقالات انگلیسی به فارسی
دارالترجمه
PREMONEY VALUATION
PREMONISH
PREMONITION
PREMONITORY
PREMORDIAL
PREMORSE
PREMPTION
PREMUNDANE
PREMUNE
PREMUNITION
PRENATAL
PRENATAL DIAGNOSIS
PRENATAL SCREENING
PRENATAL ULTRASONOGRAPHY
PRENATAL VITAMIN
PRENOMINATE
PRENORMALIZED
PRENOTION
PRENTICE
PREOCCUPATION
PREOCCUPIED
PREOCCUPIED ATTACHMENT
PREOCCUPIEDLY
PREOCCUPY
PREOPERATIONAL
PREOPERATIONAL STAGE
PREOPERATIVE
PREORBITAL
PREORDAIN
PREOVULATORY
معنیهای پیشنهادی کاربران
پرکردن نام برای ارسال نظر ضروری است
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
پاسخ به نظر و معنی پیشنهادی
نام و نام خانوادگی
پر کردن نام برای ارسال گزارش ضروری است.
شماره تلفن همراه (اختیاری)
نظر شما در مورد این معنی
متنی برای نظر وارد کنید.
عبارت داخل کار را وارد کنید