داستان آبیدیک

juvenile

d͡ʒuvənəl


فارسی

1 عمومی:: ویژه‌ نو جوانان‌، در خور جوانی‌، نوجوان‌

شبکه مترجمین ایران

english

1 general:: adj. marked by immaturity, childish behavior: To me she showed her juvenile behavior. noun not fully grown or developed: The team was composed of six juveniles.

Simple Definitions


معنی‌های پیشنهادی کاربران

 
نام و نام خانوادگی
شماره تلفن همراه
متن معنی یا پیشنهاد شما
Captcha Code